اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
420
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
گفتند : نه . سپس او را غسل دادند و كفن كردند و بيرون آوردند و در طرف غربى مقابر قريش دفن كردند . موسى بن جعفر ( ع ) از پرعبادتترين مردم بود و از پدرش روايت مىكرد . حسن بن اسد گفت : از موسى بن جعفر شنيدم كه مىگفت : ما اهان الدنيا قوم قط الا هناهم الله اياها و بارك لهم فيها ، و ما اعزها قوم قط الا نغصهم الله اياها . « هرگز مردمى دنيا را خوار نداشتند مگر آنكه خدا آن را بر آنان گوارا ساخت و ايشان را در آن بركت داد ، و هرگز قومى دنيا را عزيز نداشتند مگر آنكه خدا آن را بر ايشان ناگوار ساخت » . و فرمود : ان قوما يصحبون السلطان يتخذهم المؤمنون كهوفا فهم الآمنون يوم القيامة ، ان كنت لأرى فلانا منهم . « همانا مردانى همراه شاه مىشوند و مؤمنان آنان را پناه خود قرار مىدهند ، آنهايند كه روز رستاخيز در امانند و فلانى را از ايشان گمان مىبرم » . و نزد وى نام بعضى ستمگران برده شد ، پس گفت : اما و الله لئن عز بالظلم فى الدنيا ليذلن بالعدل فى الآخرة . « هان به خدا سوگند كه اگر در دنيا به ستمگرى عزيز شده است ، البته در آخرت به عدالت ( خداوندى ) خوار گردد » . و در زندان به موسى بن جعفر گفته شد : كاش بفلانى نوشته بودى تا درباره تو با رشيد سخن مىگفت . پس گفت : حدثنى ابى عن آبائه ان الله عز و جل اوحى الى داود : يا داود انه ما اعتصم عبد من عبادى باحد من خلقى دونى عرفت ذلك منه الا و قطعت عنه اسباب السماء و اسحت [ 2 ] الأرض من تحته . « پدرم از پدرانش مرا خبر داد كه خداى عز و جل به داود وحى كرد : اى
--> [ 1 ] ن : بغضهم . [ 2 ] ب ، ن : اسخت .